پارت هفتم :
همزمان با تمام شدن جملاتش ، فشار ناخون کشیده و بلندش را روی زخم نادر بیشتر کرد.
ناله خفه ای از گلوی نادر بیرون آمد.
بدون آنکه حتی پلک بزند ، یا نگاهش را به چشمان نادر بدوزد ، ادامه میدهد :
ـ اما میدونی چی ترس ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

بتمن
1چه باحال این احمد چقدر سگ جونه